روزای دوسـت داشـتـنــی آتــریـســا جـون

آتـريـسـا یـعـنـی دخـتـر زيـبـا روی , الـهـه زيـبـايـی , دخـتـری از جـنـس آتـش و آذرگـون

بــرف بـازی ...

جالب بود و جای تعجب     چون توی مازندران که برف نمیزنه بعد از 30 سال ، سال 86 یه دفعه برف اومد و الانم بعد از 6 سال 2 باره برف اومد و اولین باری بود که تو با دستای خودت برف رو لمس میکردی و خیلی ذوق کردی     ا ا   منظره ی جالب و زیباییه چون هیچ وقت برف و دریا با هم نبودن جدیدنا برف داره دریای ما رو سوپرایز میکنه فکر کنم عاشقش شده     ا   آتریسا و آیناز کوچولو       اینم از آدم برفی که منو و آتریسا درستش کردیم       اینم عکس سمه ( سگ آتریسا ) ولی آتریسا خیلی ازش میترسه و اصلا سمتش نمیره   ...
28 بهمن 1392

رامـســـــر ...

    سلام دوست جونیا ما بلاخره اومدیم    من نزدیک 1 ساله که وبلاگ آتریسا جونمو بنا به دلایلی آپ نکردم ولی الان 2 باره اومدم    و امیدوارم که ما رو از لینکاتون پاک نکرده باشین ...   رامسـر                       اینجا پول میخواد که آدامس بخره برای همین داره گریه میکنه   اینجا هم پول که به دستش رسید به من اخم میکنه و میگه به تو نمیدم    ...
28 بهمن 1392

Happy Valentain

اگـه شـکـلات بـودی شـیـریـن تـریـن بـودی    اگـه عـروسـک بـودی بـغـلـی تـریـن بـودی    اگـه شـمـع بـودی روشـن تـریـن بـودی   و تـا زمـانـی کـه دوسـت مـنـی عـزیـزتـریـنـی   ولـنـتـــایـنـتـون مـبــــــارکـــــ دوسـتـای گـلـم ...       ...
25 بهمن 1392

ax atrisa

    عاشق اینجور خندیدناتم     امیدوارم همیشه از ته دل بخندی عزیزم       الـهـی فدات بشم با اون چادر سرکردنت         ...
24 بهمن 1392

محـرم ...

عکسایی از محرم 92     مراسم کشیدن نقاشی در خیابان - صبح روز تاسوعا       اینجا آتریسا دید که بچه ها دارن نقاشی میکنن و صورت اکثرشون رنگیه برای همین گفت رو صورت منم نقاشی کن ، که خواهرم سارا براش پرچم ایـران رو کشید       اینم نقاشی های هنری از دوستان که البته بیشتر کارا مال استاد نقاشی حسین عابدپور بود                 شـام غـریـبـان              اینم عکس شیرخوارگان حسینیه در مشهد مقدس ( آتریسا نبود اما چون من اونجا بودم  ...
24 بهمن 1392

آبله مرغون ...

  این عکس مال تابستون بود زمانی که منو و آتریسا با هم آبله مرغون گرفتیم       الهی فدات بشم عزیزم که با همه سختی ها تحملش کردی من که کلا بی طاقت شده بودم ، آبله مرغون خیلی بـده     ا   ...
24 بهمن 1392

شـیـریـن زبـونـی هـای آتـریـسـا جـون

    سـلام دوسـتـای خـوبـم   اکـنـون کـه زمستـان در گـذر است وسـرمـا بـیـداد مـی کـنـد  آتـریـسـا   کـوچـولـو بـا وجـود نـازنـیـنـش بـه خـونـه مـا گـرمـایـی تـابـستـونـی   آورده و حـضـورش بـه زنـدگـیـمـون شـادی ونـشـاط مـیـده ...   آتــریـسـا جـون الان بـرا خـودش خـانـومـی شـده و بـازبـون خـودش بـهـمـون مـیـفـهـمـونـه کـه چـی مـیـخـواد مـثـلا  :   مـامـان . بـابـا . جـیـش . بـیـا . آب ( آبـَه ) مـاشـیـن ( دیـدیـد ) غـذا ( مَ مَ ) بـیـرون رفـتـن ( دَ دَ ) گـوشـت ( گـُوش ) ...
22 بهمن 1392

سیستم ندارم ...

  یه سلام گرم زمستونی به تمام دوستای گل و دوست داشتنی آتریسا خانوم    خیلی خیلی شرمنده ام که نمیتونم بهتون سر بزنم راستشو بخواین من سیستمم ۲ ماهه که خرابه و معلوم نیست که کی خوب بشه اما هروقت که کافی نت رفتم حتما بهتون سر میزنم شما هم منو فراموش نکنینا الانم دارم از کافی نت آپ میکنم ... دوستـــــــــتون دارم یه عالــمـه     راستی تورو خدا دعا کنین      هر چه زودتر کامپیوترم خوب بشه دارم دیوونه میشم                هورااااااااااااااااااا  اولــ شــــــــدمـ   ممنون از دوستایی که منو تو مسابقه جشنواره زمستانی همراهی کردن ...   اینم جایزه آتریسا جون       ...
19 بهمن 1392

مسابقه زمستونه کوچولو ها ...

  سلام دوست جونیام این دفعه با یه آپ جدید و خاص اومدم سراغتون ... راستشو بخواین آتریسا جون من تو یه مسابقه کودکانه شرکت کرده موضوع این مسابقه نی نی و لباسهای زمستونه هست و ما از شما میخوایم که اگه زحمتی نیست به آتریسا جون من رای بدین تا با کمک شما برنده این مسابقه باشیم  :-) زمان رای گیری (  فقط و فقط روز چهارشنبه 20 و  پنج شنبه 21 دی هست  ) رای دادن زیاد وقت شما رو نمیگیره فقط کافیه برین تو این سایت   http:// ninimod.n iniweblo g.com    و توی قسمت نظرات کامنت بدین که میخواین به  کـد 004   یا همون   آتــریـسـا جـون رای بدین...
19 بهمن 1392

شـب یـلـدای یـک سـفـره ایـرانـی ...

  الهی خاله فدای اون ژست گرفتنات بشه   آخه چرا انقدر وول میخوری بچه   سلام دوست جونیام امیدوارم شب یلدا بهتون خوش گذشته باشه به ما که حسابی خوش گذشت ا ینجا خونه مادر بزرگ مامان آتریسا جونه شب یلدا پیش بزرگترهای خانواده خیلی به  آدم خوش میگذره البته آتریسا که خودش امسال شب یلدا پیش ما نبود چون رفته بود پیش فامیلای باباش برای همینم من تصمیم گرفتم که این عکسا رو بذارم و همچنین مادر بزرگمم از مشهد اومده بود اینم سوغاتیش ...         بفرمایین انار  :دی     اینم کیکیه که خودم درست کردم ( خاله عزرائیل ) مخصوص شب یلداست   آتیش زمستونی هم آخرش خیلی میچسبه ....
19 بهمن 1392